جمعه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۸

Remember your Dream


دخترک سیاه، با آن لباس سفید بلندش

و پستانهای تازه شکوفه کرده که در آب می درخشید

دو شب پرواز روح

و چند شب نشئه گی بی دلیل

همه می توانند نشانه هایی باشند

برای آنکه رویاهایت را به یاد بیاوری.

یک موسیقی خوب،

یک فیلم خوب،

و یا یک جمله خوب،

حتی از یک آدم تخمی

همه می توانند نشانه هایی باشند

برای آنکه رویاهایت را به یاد بیاوری.

انسان مدرن

انسان سنتی

فرهنگ اصیلی که سالهاست فاحشه شده

همه و همه یک نشانه اند که دنبال کنی

که لااقل خود را به یاد بیاوری.

دلی که چون خانه ای قدیمی

پنجره اش سالهاست

به روی خورشید باز نشده،

گرد و غبار روی پیانو

و دستمالهای مچاله شده کنار تخت

همه می توانند نشانه هایی باشند

برای آنکه رویاهایت را به یاد بیاوری.

آرامش به هم می ریزد.

گاو میش ها خودسر به میان جاده آسایش می آیند

نمی توانی صبر کنی تا عبور کنند

اما چشمان شفاف آن گوساله تو را مجبور به صبر می کند

صبری کشنده.

و همه اینها می توانند نشانه هایی باشند

برای آنکه رویاهایت را به یاد بیاوری.

زغال ها خاکستر می شوند

زمان به انتها می رسد

و این بوی خوش لیموست

که در مشامت باقی می ماند

طعم خوش دوستی

دوستان خوب

و حتی دوستان تخمی

همه نشانه هایی هستند

برای آنکه رویاهایت را به یاد بیاوری

۱ نظر:

هـ. ز.ز. گفت...

این رو یه بار یه جایِ دیگه هم ازت خونده بودم.
خیلی با آرامشی که داره،
و نشانه‌شناسیِ تخم‌محورش حال کردم.
راستی این رمز عبور رو هم که از کامنتات جمع کنی بهتر می‌شه.